1
یاران ما به سبزک گرم شوند.آن خیال دیوست،خیال فریشته خود اینجا چیزی
نیست،خاصه خیال دیو!.چرا خود یاران مارا ذوق نباشد از عالم پاک بی نهایت
ما ؟!! آن، مردم را چنان کند که هیچ فهم نکند،دنگ باشد.
اشکال گفت:حرامی خمر در قرآن هست،حرامی سبزک نیست.گفتم:هر آیتی
را سببی می شد،آنگه وارد می شد.این سبزک را در عهد پیغمبر علیه السلام
نمی خوردند صحابه،و اگرنه کشتن فرمودی.هر آیت به قدر حاجت فرو می امد
و به سبب نزول فرو می آمد .چون نزد رسول علیه السلام قرآن بلند خواند ند
صحابه،تشویش شد خاطر مبارکش را ،آیت آمد: یا ایُِّا الذین آمنوا لا ترفعوا
اصواتکم فوق صوت النبی.
2
اگر تو در مدحی ترا با این مذمت چه کار ؟مذمت تو می کنی. اگر تو را دهان پر
شکر است سرکه در دهان تو چه می کند؟! پس دهان تو پر سرکه بود! اگر نماز
ناکردن حجاب تو نیست،نماز کردن چرا حجاب توست؟! پس دیدی که آنجا
ضعف هست.چون کردن حجاب است!
......................................................................................................
توضیحات این حقیر :
همیشه در بین هر قشر و هر فرقه و هر مذهبی از جامعه ،انسان های
مختلفی وجود داسته است و منحرف شدن عده ای در مسیری دلیل بر انحراف
کل آن قشر و فرقه و مذهب نمی شود، ما مسلمان داریم تا مسلمان، معلم
داریم تا معلم کارگر داریم تا کارگر،استاد داریم تا استاد و ... .در بین اهل تصوف
نیز این چنین است اگر چه برخی مدعیان تصوف به انحراف کشیده شدند و راه
خطا رفتند و با عث بدنامی تصوف شدند، دلیل بر انحراف کل اهل تصوف نمی
باشد. بسیاری از مردان خدا نظیر:حضرت شمس تبریزی (قدس سره) ، حضرت
مولانا جلال الدین محمد(قدس سره)،حضرت عطار،حضرت با یزید،حضرت حافظ
و حضرت جنید و... از اهل تصوف بودند. که اینها خود عتاب هایی با مدعیان
تصوف داشتند.از جمله متن فوق خطاب به برخی از اهل تصوف است .
....................................................................................................
در توضیح اولی:برخی از اهل تصوف منحرف و مدعیان تصوف در گذشته به
استعمال حشیش و ... می پرداختند که حضرت شمس تبریزی(قدس سره) به
تمسخر این گروه می پردازد.
در توصیح دومی:
برخی از اهل تصوف منحرف و مدعیان تصوف در گذشته پس ار مدتی که از
سیر و سلوک آنان می گذشت دیگر یه انجام واجبات از جمله نماز نمی
پرداختند و مدعی این بودند که بی نمازی حجابی برای ما نیست!!
که حضرت شمس تبریزی(قدس سره)
به تمسخر و عتاب با این گروه می پردازد.
و در این دو متن و متن های بسیاری حضرت شمس هشدار هایی با زبان
تمسخر به این صوفی نماهای ابله ! می دهد.
متن روان و گیرا بود به خاطر همین به شرح و توضیح عبارت های متن نپرداختم
اگر دوستان مشکلی در معنا و مغهوم داشتند در کامنت ها اعلام کنند، اگر در
حد توانم بود مشکل و ابهام رو بر طرف می کنم.
یا علی
.....................................................................................................
توضیحات دکتر محمد علی موحد:
یاران ما به سبزک گرم شوند:
منظور از سبز و سبزک: حشیش است که استعمال آن در میان صوفیه شایع
بوده!
مولانا می گوید:
ز اندیشه و خیال فرو روب سینه را
سبزک بنه ز دست و نظر کن به سبزه زار
خیال دیو است:یعنی آن عوالم به بعد از مصرف حشیش به نظر انسان می آید
خیالیست که نقش پرداز آن شیطان است.
خاصه خیال دیو :خاصه به معنی چه رسد؟کجا رسد؟می گوید؟در خاطر ما جا
برای خیال فرشته نیست کجا رسد که خیال دیو در آن راه یابد!.
......................................................................
در توضیح: اگر نماز ناکردن حجاب تو نیست نماز کردن چرا حجاب توست: پاسخ
آن عده از مدعیان تصوف است که خود را از عبادت بی نیاز می دانند و می
گویند ما به مقامی رسیده ایم که ترک عبادت حجاب ما نمی شود!!، شمس با
این بیان طنز آمیز می خواهد بگوید که این حرفها بهانه است برای گریز از
تکلیف.
یا علی