تبليغاتX
می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا.... گردن بزن اندیشه را ما از کجا او از کجا.... پیش آر نوشانوش را از بیخ برکن هوش را.... آن عیش بی روپوش را از بند هستی برگشا.... در مجلس ما سرخوش آ برقع ز چهره برگشا.... زان سان که اول آمدی ای یفعل الله ما یشا....دیوانگان جسته بین از بند هستی رسته بین.... در بی دلی دل بسته بین کاین دل بود دام بلا.... زودتر بیا هین دیر شد دل زین ولایت سیر شد.... مستش کن و بازش رهان زین گفتن زوتر بیا.... بگشا ز دستم این رسن بربند پای بوالحسن... پر ده قدح را تا که من سر را بنشناسم ز پا.... بی ذوق آن جانی که او در ماجرا و گفت و گو.... هر لحظه گرمی می کند با بوالعلی و بوالعلا.... نانم مده آبم مده آسایش و خوابم مده.... ای تشنگی عشق تو صد همچو ما را خونبها.... امروز مهمان توام مست و پریشان توام... پر شد همه شهر این خبر کامروز عیش است الصلا اندیشه ها و افکار مولانا

معرفی یک کتاب

 

 هو

 

اگر چه خود بر این بیت از حضرت حافظ ایمان قلبی دارم :

 

 

بشوی اوراق اگر هم درس مایی

 

                                       که علم عشق در دفتر نباشد

 

 

ولی این بار در نظر دارم کتابی تقریبا جامع در باره زندگی و اندیشه و سلوک

 

حضرت مولانا جلال الدین  محمد معرفی کنم عنوان این کتاب پله پله تا ملاقات

 

خدا اثر دکتر عبد الحسین زرین کوب می باشد این کتاب دارای 400 صفحه و

 

100بخش است.  سر فصل های این کتاب:

 

1_بهاءولد و خداوندگار

 

2_هجرت یا فرار

 

3_لالای پیر در قونیه

 

4_طلوع شمس

 

5_غیبت بی باز گشت

 

6_رقص در بازار

 

7_حسام الدین و قصه مثنوی

 

8_عبور به ما وراء شعر

 

9_از مقامات تبتل تا فنا

 

10_سال های پایان

 

 

 

گزیده ای از فسمت 9_از مقامات تبتل تا فنا :

 

 تصوف خود او تصوف رایج در بین اهل خانقاه نبود. شیوه مشایخ صاحب خانقاه

 

را که در ارشاد مرید نو راه خدمتهای سخت چون پاک کردن طهارتجای-

 

فراشی- طبخ طعام صوفیان- دوختن خرقه های پاره آنها-    و اقدام به زنبیل

 

گردانی و گدایی به خاطر اطعام آنها بر وی الزام می کرد نمی پسندید  و

 

آن ها را به شدت انتقاد می کرد .   حتی رسم چله نشینی را هم که  در این

 

خانقاه ها معمول بود و خود او یکچند به اشارت سید بدان تن داده بود    با نظر

 

انکار می نگریست و ظاهرا مثل شمس که چله داران خانقاه ها را پیرو طریقهء

 

موسی می خواند –این رسم را در طریق فقر  محمدی    جایز نمی شمرد .از

 

طریقهء درویشان دوره گرد رفاعی که با نمایش    دادن کارهای   کرامات گونه

 

موجب حیرت و اعجاب خلق می شدند نفرت داشت و یک بار حتی کراخاتون را

 

به خاطر آنکه به تماشای آنها رفته بود ملامت سخت کرد       .  بیشتر سلوک

 

متوحدانه را توصیه می کرد.احوال مشایخ گذشته و حکمتهای منقول از آن ها

 

را برای سالکان راه سرمشق عملی و مایهء اعتماد      در طی منازل سلوک

 

تلقی می کرد.یاران را به التزام شریعت و به التزام جوع و فقر و   به اجتناب از

 

هرگونه تظاهری که اخلاص عمل را مشوب سازد الزام می نمود . صبغه یی از

 

فکر اهل ملامت و جلوه یی از طریقهء اهل فتوت همه جا در طریقهء او بچشم

 

می خورد تربیت صوفیانهء او از مریدان  سالکان بی ادعا و طالبان راستین راه

 

خدا به وجود می آورد آنها را به تسامح و تواضع که مقدمهءکسر نفس و مرگ

 

قبل از مرگ بود می خواند . خدمت محتاجان  شفاعت مجرمان و سعی در تر

 

بیت و تهذیب کسانی که تغافل جامعه آن ها را از تربیت و کمال محروم داشته

 

بود، در تصوف او مفهوم فتوت را به مرتبه عالی می رساند    شمس و حسام

 

الدین هر دو بیکسان در این تصوف نمونهء کمال محسوب می شدند

 

سلوک مولانا طریقت را از شریعت جدا نمی ساخت و بدون التزام شریعت نیل

 

به حقیقت    را که   هدف    سلوک است ممکن نمی شمرد در عین حال وی

 

شریعت را همچون   شمع می دانست    که    را پر پیچ و خم و تاریک و باریک

 

طریقت را جز به نور آن نمی توان طی کرد اما اگر انسان قدم در این راه   نمی

 

نهاد  به   طی کردنش نمی پرداخت مجرد تحصیل شمع برایش موجب نیل به

 

مقصد نمی شد .مقصد نیز حقیقت بود و وقتی نیل بدان حاصل می آمد طریق

 

و شمع هر دو ضرورت خود را از دست می دادند . شریعت به اعتقاد وی   علم

 

بود و طریقت عمل بود اما حقیقت جز وصول الی الله که متضمن لقای رب است

 

نبود . و چون آدمی از این حیات یعنی حیات جسمانی که شریعت   به آن ناظر

 

بود می مرد و مرگ پیش از مرگ او را حیات دیگر می بخشید آنگاه به قول

 

مولانا در مثنوی ((شریعت و طریقت از او منقطع می شد و حقیقت می ماند)).

 

.....................................................................................................

 

شاید در پست های بعدی گزیدهء قسمت هایی را آوردم  البته اگر دوستان 

 

خواستند،

 

ولی خواندن کل کتاب را توصیه می کنم چون سطر به سطر این کتاب ارزش

 

فوق العاده ای داردو  مطمئنا گزیده ها هیچ گاه نمی توانند مفهوم کلی کتاب

 

را منعکس کنند.

 

 

.....................................................................................................

 

در باره زنان :

 

 

وقتی در مجالس فیه ما فیه  خاطر نشان می کرد که در آنچه به رفتار با زنان

 

مربوط است((غیرت را ترک کن اگر چه وصف رجال است ولیکن بدین وصف

 

نیکو وصف های بد در تو می آیند))  از رسم رایج عصر که زن را به     بهانه ئ

 

غیرتمندی در حرم خانه ها محبوس  می داشتند انتقاد  می کرد و به   دستاویز

 

حدیث الانسان حریص علی ما منع موجب تشدید رغبت در بین زن و مرد نشان

 

می داد و تاکید می کرد که ترک اعتماد بر زن در این زمینه   آنچه را مرد   اصلاح

 

می پندارد به افساد تبدیل می کند .مولانا می پنداشت برای اهل دل  زنی که

 

در چادر می رود وقتی روی پوشیده نیست کمتر مایه ئ تشویش و فتنه است

 

با این حال برای آن ها که اهل نفس هستند و هنوز از هوس ها پاک نشده اند

 

((رو باز))   نباشند بیشتر مایه ئ ایمنی از فتنه است . این اقوال که با   رسم

 

اهل عصر بشدت تفاوت داشت . نمونه ائ از اعتقاد او به ترک تعصب هایی بود

 

که آنها نیز با اهل عصر تفاوت داشت.در مورد زنان وی حتی برای آنها مجالس

 

سماع و وعظ خاص بر پا     می کرد و هفته ای یک بار در خانه ئ  امین  الدین

 

میکائیل نا یب السلطنه آن ها را با لطایف معارف آشنا می کرد .حتی با آن ها

 

نماز می خواند و در حضور آنها آیین سماع بر گذار می کرد.

 

.....................................................................................................

 

به علت مشغله ی درسی مدتی حدود 20 روز نیستم دوستان اگر سوالاتی

 

دارن بنویسند تا سر فرصت اگر اطلاعات حقیر کافی بود  جواب سوال ها رو بدم.

 

 

 

                                                                                  یا علی

نوشته شده توسط خاک پای مولانا در 86/04/08 |