هو
مبحث سماع این اواخر خیلی مطرح شده و خیلی ها به بحث و جدل با هم پرداختن
و عده ای آن را حرام و عده ای واجب می دانستند . من تا در توانم بود تحمل کردم
و وارد بحث نشدم بلاخره طاقت تمام شد و می خواهم از دیدگاه خود حضرت
شمس تبریزی(قدس سره)که همانطور که دوستان می دانند دستور سماع را
ایشان به حضرت مولوی (قدس سره ) دادند و بعد از دستور و اجازه ئ حضرت
شمس حضرت مولوی به سماع پرداختند رو بیان کنم . و چون شاید درک معنای
عبارت برای بعضی از دوستان صعب باشه خودم توضیحاتی رو که از این مطلب درک
کردم در قسمت توضیحات نوشته ام و در آخر تو ضیحات دکتر محمد علی موحد رو
در این باب می آورم . باشد که دوستان استفاده ببرند.
یا علی
.....................................................................................................
سخن حضرت شمس تبریزی(قدس سره) در این باب:
این تجلی و رویت خدا .مردان خدا را در سماع بیشتر باشد .ایشان از عالم هستی
خود بیرون آمده اند واز عالم های دیگر برون آردشان سماع و لقای حق پیوندد. فی
الجمله سماعی است که حرام است .او خود بزرگی کرد که حرام گفت . کفر
است !! آن چنان سماع .دستی که بی حالت بر آید .البته آن دست به اتش دوزخ
معذب باشد . و دستی که با آن حالت بر آید البته به بهشت رسد . و سماعی
است که مباح است و آن سماع اهل ریاضت و زهد است که ایشان را آب دیده و
رقت آید . و سماعی است که فریضه است و آن سماع اهل حال است . که آن
عین فریضه است .چنان که پنج نماز و روزه ئ رمضان . و چنان که آب و نان خوردن
به وقت ضرورت وفرض عین است اصحاب حال را. زیرا مدد حیات ایشان است و اگر
اهل سماعی را به مشرق سماع است صاحب سماع دیگر را به مغرب سماع باشد
و ایشان را از حال همدیگر خبر باشد ! .
......................................................................................................
توضیحات این حقیر :
برای مردان خدا تجلی و رویت خدا در سماع بیشتر است .مردان خدا از عالم
هستی خود بیرون آمده اند و سماع ایشان را از عوالم دیگر نیز دور می کند و باعث
لقای حق تعالی می شود .
1_سماعی هست که حرام است البته کسی که آن را حرام گوید خود را بزرگ
دانسته که گفته حرام است بلکه آن سماع کفر است! در سماع دست افشانی که
که با اختیار انسان و بدون جذبه ئ حق در وقت سماع روی دهد دستیست که لایق
آتش جهنم است . و دست افشانی که بی اختیار انسان در وقت سماع زمان غلبه
ئ جذبه ئ حق روی می دهد دستیست که لایق بهشت میشود .
2_سماعی ام هست که مباح است و آن سماع مخصوص اهل ریاضت و زهد
است.
3_سماعی ام هست که فریضه است یعنی ما نند نمازو روزه واجب است و آن
سماع اهل حال است .
در توضیح اینکه اهل حال چه کسانی هستند باید ابتدا حال را تعریف کرد.
حال:واردیست بر دل سالک بی اختیار و بدون کسب به سبب طاعات و اذکار و اوراد
فرود می آید و به انسان هایی که این حالت برایشان پیش بیاید اصحاب حال
می گوییم .
.....................................................................................................
توضیح دکتر محمد علی موحد در این باب:
سماع در لغت به معنی شنیدن موسیقی است و در اصطلاح رقص و آواز خوانی
توام با نوای نی و دف و تنبور و دیگر آلات موسیقی است که در میان صوفیان
مرسوم بود و متشرعان آن را منکر بودند وامام غزالی سماع را فی نفسه مباح می
داند و معتقد است که آواز خوش و موزون جان ادمیزاد را به عالمی فراتر می برد و
با جهان زیبایی و جمال آشنا می سازد و آتش طلب را تیز تر میگرداند . غزالی
میگوید :خوشیها حرام نیست و آنچه از خوشیها حرام است که در وی ضرری است
و فسادی)). شنیدن بوی خوش و نگریستن در سبزه و آب روان و شکوفه و گل حرام
نیست .آواز طرب انگیز و رقص و سرود و شاد مانی نیز همین حکم را دارد و کسانی
که این معنی را منکرند. چه فقیه و چه عوام.
((همه چون کودکانند که چیزی را که
هنوز بدان نرسیده اند منکرند!!))
سماع در صورتی حرام است که مایه ئ فساد باشد.
و اسباب فساد را غزالی پنج چیز می داند که در اصل هشتم از رکن دوم کتاب
کیمیای سعادت- و مفصل تر از آن را در جزء دوم احیا ءالعلوم – آورده است. همین
معنی در کلام بسیاری از شعرا نیز آمده است .در بوستان سعدی می خوانیم :
جهان پر سماع است و مستی و شور
ولیکن چه بیند در آینه کور؟!
تاثیر سماع در هرکس به حسب حال اوست.
گر از برج معنی پرد طیر او
فرشته فرو ماند از سیر او
وگر مرد لهو است و بازی و لاغ
قویتر شود دیوش اندر دماغ
شمس نیز میگوید سالک را تجربه ئ روحی ((تجلی و رویت خدا)) در سماع بیشتر
دست میدهد پس اهل حال را سماع نه تنها مباح بلکه واجب است اما غیر اهل
سماع را نه حرام بلکه کفر است!.
یا علی