بسم الله الرحمن الرحیم
از امروز به لطف حق شروع به شرح و توضیح میکنم ابتدا مطالب قبلی که در
وبلاگ قرار داشت رو توضیح میدم بعدش مطالب بعدمطالب بعدی رو ابتدا نکاتی
رو می نویسم تا سوء تفاهم های بعدی پیش نیاد.
1_چون این مطالب رو خودم بر اساس فهم خودم توضیح میدهم و دوستانی
نیستند که من رو در این راه یاری دهند بالطبع خالی از اشکال نخواهد بوداین
اشکالات رو دلیل بر جسا رت این حقیر نگذارید چون حتما سهوا مرتب اشتباه
شدم.
2_چون وقت آزادی ندارم فراهم کردن وقت برای نوشتن مطالب خیلی دشوار
هست به خاطر همین فکر نمی کنم بتونم سریع و مرتب آپ کنم که از همین
ابتدا معذرت میخواهم .
3_شرح و توضیح این حقیر به صورت لفظ به لفظ نیست بلکه سعی در آوردن
معنا و مفهوم دارم که البته باز سعی خواهم کرد که به صورت لفظی نیز عبارت
توضیح داده شود.
4_محتوای مطالب همون طور که می دانید از کتاب لب لباب مثنویست که
خلاصه شده ی کتاب مثنوی شریف است که توسط ملا حسین کاشفی بیهقی
سبزواری واعظ گردآوری شده و من در محتوای اون هیچ نقشی ندارم.
5_ابتدا عین متن رو و در ادامه شرح و توضیح رو میآورم.
و در آخر اگه اشتباهی در توضیحات بنده بود منرو عفو کنین همونطور که حضرت
می فرمایند
بزرگان خرده بر خردان نگیرند
به رحمت عذر ایشان در پذیرند
یا علی
در بیان راههای طهارت و آن در ظاهر رفع خبث و حدث باشد و به اصطلاح اهل باطن
نگاهداشت حق است مر بنده را از مخالفت خواه به حسب صورت از تعلق به معاصی
و مباشرت آن و صاحب این مقام را طاهر الظاهر گویند خواه به حسب معنی از
وساوس و هواجس و میل به مناهی و صاحب این رتبه را طاهر الباطن خوانند اما
آنکه ظاهر و باطن اش محفوظ باشد نه ظاهر را اشتغال به مخالفت و نه باطن
را میلان بدان او را طاهر الجمعیه گویند و از این مرتبه بالاتر مرتبه طاهر السر
باشد و آن بندهای است که طرفه العینی از حق تعالی غافل نباشد و اینجا سخن
در آن است که سالک باید به طهارت ظاهر قانع نگردد و از طهارت باطن که اصل
است غافل نشود تا به مرتبه ای برسد که به حقیقت طاهریت که آن طهارت است
از دید طهارت برسد که و الله یحب المتطهرین.
این نجاسه ظاهر از آبی رود آن نجاسه باطن افزون می شود
جز به آب چشم نتوان شستن آن چون نجاسات بواطن شد عیان
چون نجس خوانده است کافر را خدا آن نجاست نیست بر ظاهر ورا
ظاهر کافر ملوث نیست زاین آن نجاست هست در اخلاق و دین
این نجاست بویش آید بیست گام آن نجاست بویش از ری تا به شام
مدتی حس را بشو ز آب عیان این چنین دان جامه شوی صوفیان
چون شدی پاک پرده بر کند جان پاکان خویش بر تو می زند
.....................................................................................................
توضیح:
راههای طهارت در ظاهر دوری از آلودگی و نجاسات است و به اصطلاح اهل باطن
طهارت مراقبت بنده است از مخالفت اوامر حضرت حق خواه به ظاهر باشد از
وابستگی به گناهان و انجام کارهای گناه و صاحب آن مقام را طاهر الظاهر میگویند و
خواه به مراقبت بنده از باطنش باشد یعنی مراقبت از وسوسه ها و... و میل به انجام
گناه و صاحب این مرتبه را طاهر الباطن گویند اما آنکس که ظاهر و باطنش آلوده
به گناه نیست و در باطن هم میل به انجام گناه نداشته باشد را طاهر الجمعیه
میگویند و بالاتر از این مقام طاهر السر است و آن بنده ایست که لحظه ای از یاد خدا
غافل نیست و سخن در اینجا این است که سالک نباید به طهارت ظاهرش(رفع
نجاسات و دوری از انجام گناه ...)قانع و از طهارت باطن (دوری از وسوسه ها و میل به
گناه ...)که اصل است غافل شود تا به مقام طهارت برسد .همانا خداوند پاگیزگان رو
دوست دارد.
..................................................................
معانی ابیات
این نجاست ظاهری به وسیله آب رفع میشود ولی آان نجاست باطنیست که پایدار
باقی می مانند وقتی نجاست های باطنی آشکار بشه آنها با آب رفع نمی شوند باید
آنها را با آب چشم پاک کرد (یعنی با لابه و زاری و التماس و توبه وپشیمانی ). دلیل
اینکه خدا کافر رو نجس معرفی میکند منظورش نجاست های ظاهریه آن شخص
نیست و ظاهر کافر نجس نیست بلکه نجاست اصلی نجاست های باطنیه کافره (البته
این رو هم عرض کنم کافری که ایمان نداشته باشه بالطبع نمیدونه نجاست ها چیا
هستند و یا چه عملی کناه هست و جه عملی گناه نیست تا بخواهد خود را از اونها
پاک کنه منظور مولوی در اینجا این بوده که با اینکه ظاهر کافر هم نجس هست ولی
چون نجاست باطن مهمه این مطلب رو ذکر نکرده و چون نجاست باطن خوب دلیل به
نجاست ظاهر میشه دیگه!!. )
بوی نجاست ظاهری اگه تا 20 قدمی به مشام برسه بوی نجاست باطنی ازشهر ری
تا به شهر شام میریسه!!(یعنی نجاست باطن خیلی خیلی بدتر از نجاست ظاهر ه)
مدتی از گناهان دوری کن تا وقتی پاک پاک بشوی که در اینصورت پرده ها و حجاب ها
از پیش رویت برداشته میشه.
یا علی