در بیان زکات و آن به شرع به چیزی چند معین لازم شود با وجود شرایطش و نزد
محققان بر هر چیزی زکاتی واجب است کما قیل کل شی له زکوه تودی و زکوه
الجمال رحمته مثلها و گفته اند:زکوه ظاهر انفاق مال است به رضای خدا و زکوه
دل و روح است برای خدا و اشاره بدین هر دو قسم می گوید:
جوشش و افزونی زر در ذکات عصمت از فحشا و منکر در صلات
آن زکاتت کیسه ات را پاسبان وآن صلاتت هم ز گرگانت شبان
مال در ایثار اگر گردد تلف در درون صد زندگی آید خلف
خود که یابد این چنین بازار را که به یک گل می خری گلزار را
دانه ای را صد درختستان عوض حبه ای را آمدت صد کان عوض
کان لله دادن آن حبه است تا که کان الله له آید به دست
الله الله زود بفروش و بخر قطرهای ده بحر پر گوهر ببر
الله الله هیچ تاخیری مکن که ز بحر لطف آمد این سخن
که توت دادن بی علت است پاک بازی خارج هر ملت است
نان دهی از بهر حق نانت دهند جان دهی از بهر حق جانت دهند
گر بریزد برگهای این چنار برگ بی برگیش بخشد کردگار
گر نماند از جود دست تو مال کی کند فضل الهت پای مال
لب ببند و کف پر زر بر گشا بخل تن بگذار و پیش آور سخا
ترک شهوت هاو لذت هاسخاست هر که در شهوت فرو شد بر نخاست