تبليغاتX
می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا.... گردن بزن اندیشه را ما از کجا او از کجا.... پیش آر نوشانوش را از بیخ برکن هوش را.... آن عیش بی روپوش را از بند هستی برگشا.... در مجلس ما سرخوش آ برقع ز چهره برگشا.... زان سان که اول آمدی ای یفعل الله ما یشا....دیوانگان جسته بین از بند هستی رسته بین.... در بی دلی دل بسته بین کاین دل بود دام بلا.... زودتر بیا هین دیر شد دل زین ولایت سیر شد.... مستش کن و بازش رهان زین گفتن زوتر بیا.... بگشا ز دستم این رسن بربند پای بوالحسن... پر ده قدح را تا که من سر را بنشناسم ز پا.... بی ذوق آن جانی که او در ماجرا و گفت و گو.... هر لحظه گرمی می کند با بوالعلی و بوالعلا.... نانم مده آبم مده آسایش و خوابم مده.... ای تشنگی عشق تو صد همچو ما را خونبها.... امروز مهمان توام مست و پریشان توام... پر شد همه شهر این خبر کامروز عیش است الصلا اندیشه ها و افکار مولانا

هو

 

 

با عرض سلام و عذر خواهی از دیر آپ کردن وبلاگ ،مشغول درس و امتحانات

 

پایان ترم هستم و فرصت زیادی ندارم  ،و یه عذر خواهی دیگر از بابت پاک

 

شدن نظرات در پست قبلی وبلاگ که ماجرای طولانی داره و همین بس که

 

بگم پسورد وبلاگ لور رفته بود و ...

 

قصد آپ کردن وبلاگ رو نداشتم چون هنوز امتحانات تمام نشده و بنده از

 

آنجایی که دانشجوی شب امتحانی هستم ! باید درس هارو جمع بندی کنم و

 

... بگذریم.

 

این پستی رو که می نویسم مدت هاست قصد نوشتنش رو دارشتم منتها

 

صبر کرده بودم تا اینکه بالاخره دیروز وقتی خبر دانشگاه زنجان و ... را شنیدم و

 

نظرات عزیزانی که درباره ی اون فاجعه اخلاقی نظر داده بودند رو خواندم صبر

 

بنده تمونم شد یک مشت انسان سطحی نگر به خاطر اینکه یک مسئول

 

دانشگاه در حالی که هنوز معلوم نیست که در این واقعه چه کسی  مقصر

 

بوده یه عده ای اومدند و هرچی اراجیف داشتن به اسلام و مسلمان و ...

 

گفتن !!

 

 

در یکی شون نوشته بود اسلام دین تجاوز و تعدی و ... هست به خاطر همین

 

هم این اتفاق افتاده ! !

 

بیاییم کمی دور از تعصب صحبت کنیم  در بین هر قشر و هر دین و هر فرقه ای

 

هر جور آدمی هست مثلا وقتی میبینیم یکی که ادعای اون دین و فرقه و ...

 

رو داره وقتی یک کار زشتی رو انجام میده آیا همه ی اون دین و فرقه و ...

 

اینکاره هستند؟! آیا مثلا اگر دانشجویی ارزشهای انسانی خودش رو نشناخته

 

و خودش رو بازیچه ی هوس رانی عدده ای کرده همه ی دانشجویان فاسدند؟!

 

کسی که دین ا سلام و پیغمبرش رو نشناخته چه طور میتونه منکراین دین

 

بشه؟!

 

 

در قرآن کجا آمده که به مال و ناموس انسانها تجاوز کنید ؟!! اگر هست آییه رو

 

لطف کنید !

 

نمی خوام برای اثبات از سخنان مولوی و علامه طباطبایی و نراقی و سایر

 

بزرگان استفاده کنم به خاطر همین قرآن رو گفتم !

 

در سراسر قرآن سخن از بذل و بخشش و کمک به دیگران و ایجاد سایر صفات

 

پسندیده هست از این پست به بعد آیت این چنیین رو با شماره آیه در وبلاگ

 

قرار می دهم در این پست فرصت چندانی نداشتم در پست های بعدی کاملتر

 

بحث خواهم کرد نوشته هایی که در پایین آوردم ترجمه قرآن از الهی قمشه

 

ایست با شماره آیه تا منکران ببینند اسلام چگونه دینیست :

 

27  -28 -29 سوره نور:

 

(در باره حفظ حقوق انسان ها نه تجاوز به آنها ! :

 

ای اهل ایمان هرگز بهیچ خانه دیگران (مگر خانه خودتان) وارد نشوید تا اینکه با

 

صاحبش انس یافته و اجازه بگیرید و چون رخصت یافته و داخل شدید به اهل

 

آن خانه سلام کنید (و آداب تحیت و ادب انسانیت به جا آورید) که شمارا بهتر

 

است ، باشد که متذکر شئون یکدیگر شودید

 

        (و اگر به خانه ای مراجعه کردید ) و کسی را نیافتید باز وارد آن خانه نشوید

 

تا اجازه یافته و سپس وارد شوید و اگر گفته شود که برگردید پس به زودی باز

 

گردید و این بر تنزیه و پاکی شما بهتر است و خدا به هرچه می کنید داناست.

 

 

- (ای رسول ما ) مردان مومن را بگو چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند و زنان نیز

 

فروج و اندامشان را (از عمل زشت)محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و

 

جان شما اصلح است و البنه خدا به هرچه میکنید آگاه است .

 

31 سوره ابراهیم :

 

(ای رسول ما به آن بندگان که ایمان آورده اند بگو نماز به پا دارند و از آنچه

 

روزی آنها کردیم در نهان و آشکار انفاق کنند  پیش از آنکه بیاید روزی که نه

 

چیزی توان خرید و نه دوستی جز خدا به کار آید .

 

90 - 126 سوره النحل :

 

همانا خدا (خلق را ) فرمان به عدل و احسان می دهد و به بذل و عطا بر

 

خویشاوندان امر م یکند و از افعال زشت و منکر وظلم  نهی می فرماید و به

 

شما از روی مهربانی پند میدهد باشد که موعظه خدا بپذیرند .

 

و اگر بشما مسلمانان کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید مقابل ان ( و

 

به قدر آن ) انتقام کنید و اگر صبوری کنید (بگذرید )البته برای صابران اجری

 

(بهتر از انتقام خواهد بود .

 

77 سوره القصص :

 

و هرگز در روی زمین فتنه و فساد بر نانگیزید که خدا مفسدان را ابدا" دوست

 

ندارد .

 

42-83- 84 - 119- 220 بقره :

 

حق را لباس باطل مپوشانید تا حقیقت را پنهان سازید و حال آنکه به حقانیت

 

آن واقفید .

 

نیکی کنید در باره پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و با زبان

 

خوش با مردم تکلم کنید و نماز به پای دارید و زکات مال خویش دهید و خون

 

یکدیگر را نریزید و بیرون نرانید همدیگر را از خانه و دیار خود .

 

از تو از حکم شراب و قمار می پرسند بگو این دو عمل گناه بسیار بزرگیست  و

 

سوال می کنند از تو که چه در راه خدا انفاق کنند جواب بده آنچه زاید بر

 

ضروری زندگانی است  بدین روشنی خدا آیات خود را برای شما بیان می کند

 

باشد که تفکر و تعقل خود را به کار بندید .

 

و سوال کنند از تو که با یتیمان چگونه رفتار کنند بگو در صلاح آنان بکوشید .

 

159 آل عمران :

 

ای پیامبر مرحمت خدا تو با خلق مهربان و خوشخو گردانید  و اگر به نادانی با

 

تو بد کنند از آنان درگذر و از خداوند بر آن ها طلب آمرزش کن و برای دلجویی

 

آن ها در کار جنگ با آنها مشورت کن .

 

 

 

 

این قسمت خیلی کوچکی از دستورات دین اسلام هست ان شا ء الله در

 

پست های بعدی قسمت های بیشتری قرار میدم  کسانی که اینطور رفتار

 

نکنند مسلمان نیستند پس نمی توان به وسیله اعمال آنها دین خدا را زیر

 

سوال برد .

 

 

لا اله الا الله

 

اشهد ان محمد رسول الله

 

 

 

 

 

                                                                                                                   یا علی مدد

 

 ..........................................................................................................................

تا ۱۰ روز امکان تائید و پاسخگویی به نظرات رو ندارم از همین جا از همه معذرت خواهی میکنم

نوشته شده توسط خاک پای مولانا در 2008/6/18 |

حکايت حال آن درشت خوی نافرمان که در تزکیه اخلاق تاخير کند تا وقتی

 

که فرصت فوت شود و سخن حضرت مولوی است قدس سره :

 

 

همچو آن شخص درشت خوش سخن            در ميان ره نشاند او خاربن

 

ره گذر یانش ملامت گر شدند            بس بگفتندش این بکن این را نکند!

 

هر دمی آن خاربن افزون شدی           پای خلق از زخم ان پر خون شدی

 

جامه های خلق بدریدی ز خار                    پای درويشان بخستی زار زار

 

چون به جد حاکم بدو گفت این بکن              گفت آری بر کنم روزيش من

 

مدتی فردا و فردا وعده داد                       شد درخت خار او محکم نهاد

 

تو که می گويی که فردا اين بدان           که به هر روزی که می آيد زمان

 

آن درخت بد جوانتر می شود                     وين کننده پير مضطر ميشود

 

خاربن در قوت و برخاستن                           خارکن در پيری و در کاستن

 

خاربن هر روز و هر دم سبز و تر                   خارکن هر روز زار و خشک تر

 

او جوان تر می شود تو پيرتر                          زود باش و روزگار خود مبر

 

خار بن دان هر يکی خوی بدت                        بارها در پای خار آخر زدت

 

بارها از خوی خود خسته شدی          حس نداری سخت بی حس آمدی

 

يا تبر برگير و مردانه بزن                            تو علی وار اين در خیبر بکن

 

يا به گلبن وصل کن اين خار را                           وصل کن با نار نور يار را

 

تا که نور او کشد نار تورا                            وصل او گلشن کند خار تورا

 

...........................................................................................

 

توضيحات بنده:

 

در اين قسمت حضرت مولوی داستانی را بيان می کند داستان در باره خار

 

کنی است که کندن بوتهء خا ر را به تعويق می افکند آنقدر که روز به روز آن

 

بوته رشد کرده  و  تبديل به   درختی می شود و روز به روز  خار کن ضعيفتر

 

شده و از کندن آن عاجز تر می شود

 

منظور حضرت از آوردن این داستان هشدار  به انسان  هاييست که تزکيه و  

 

اصلاح  اخلاق های  زشت  خود  را  به تعويق انداخته و فردا فردا  می کنند

 

غافل از اينکه روز به روز انسان پيرتر و ضعيفتر می شود و آن رذيلهء اخلاقی

 

در انسان ثابت تر تا حدی که انسان از تزکيه عاجز  می شود  از نتيجه ء اين

 

روايت در کار های روزمره نيز می توان استفاده کرد مثلا اکثر  ما کاری هايي

 

را در طول روز  بايد انجام دهيم ولی آنقدر فردا فردا  می کنيم  که  کلی  کار

 

روی هم جمع می شود تا اينکه از انجام آن عاجز می شويم! !

 

آرزو می کنم همه ی ما از اين حکايت حضرت مولوی پند گرفته  و  روز به روز

 

در رفع رذايل اخلاقی و کسب فضايل اخلاقی تلاش کرده  و با انجام دادن به

 

موقع کارها روز به روز پله های ترقی را طی کنيم.

 

باز اگر دوستان در معنای اشعار سوالی داشتند بنده حقير در خد متم

 

 

                                                                                 يا علی

نوشته شده توسط خاک پای مولانا در 2008/4/14 |

هو

 

با عرض سلام وعذر خواهی برای تاخير در بروز کردن وبلاگ،فصل امتحانات دانشگاه بود و

 

بنده  مشغول درس خواندن ،به همين دليل فرصت برای بروز کردن وبلاگ و جواب دادن به

 

بعضي از کامنت های دوستان و ایميل ها نداشتم که از همين جا عذر خواهی می کنم.

 

ان شا الله بتونم اين نبود رو جبران کنم،

 

 

 

 

یک در خواستی از دوستان داشتم:

 

  بنده  تمام  آلبوم های استاد شهرام  ناظری رو دارم ولی هر چقدر گشتم  نتونستم

 

آلبوم صدای سخن عشق  رو با کيفيت بالا  پيدا کنم ، 2 تا کاست  مثلا اریجینال

 

و 3 نوع سی دی کپی  دارم و لی  همه  کیفیتش  پایینه  از اونجایی که این آلبوم به خاطر

 

تنبور نوازی مرحوم استاد  عالی نژاد برام خیلی ارزشمنده و حقير هم کم و بيش  ميشه

 

گفت تنبور نوازم  ، از دوستانی که  این آلبوم  رو با  کیفیت بالا  دارن  تقاضا دارم منت بر سر

 

حقير گذاشته و آلبوم رو برام ميل کنن،

 

یک دنیا ممنون ميشم،

 

 

 

 

 

 

                                                                                              یا علی مدد

نوشته شده توسط خاک پای مولانا در 2008/2/3 |

هو  

 

دوستان زیادی در کامنت ها و مخصوصا در ای میل ها توضیحی در باره موسیقی

 

وبلاگ  می خواستند ،بنده در 2 پست کاملا توصیح دادم ولی باز سوال دوستان

 

  ادامه داره، دوباره معرفی می کنم:

 

 شعر:دکتر جواد نوربخش

 

خواننده:داوود آزاد

 

موسیقی: داوود آزاد

 

آلبوم: نورجان

 

برای دسترسی به متن آهنگ به پست های قبلی وبلاگ:

 

http://tarighate-molana.blogfa.com/cat-7.aspx

 

http://tarighate-molana.blogfa.com/cat-10.aspx

 

مراجعه کنید

 

سایت استاد داوود آزاد:

 

http://www.davodazad.com

 

باز اگه سوالی بود بنده در خدمتم

 

یا علی مدد

نوشته شده توسط خاک پای مولانا در 2007/12/7 |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در عالم خدا هیچ چیز صعب تر از تحمل محال نیست مثلا تو کتابی خوانده باشی

 

و تصحیح و معرب کرده یکی پهلوی تو نشسته و آن کتاب را کژمیخواند هیچ نتوانی

 

آن را تحمل کردن و اگر آن را نخوانده باشی تغاوت نکند اگر خواهی کژ خواند و اگر

 

راست چون تو کژ را از راست تمییز نکرده ای پس تحمل مجادله ء  عظیم است

 

اکنون اولیا و انبیا خود از مجاهده  نمی رمند اول مجاهده که در طلب داشتند قتل

 

نفس و ترک مرادها و شهوات و آن جهاد اکبر است و چون واصل شدند و رسیدند

 

و در مقام امن مقیم شدند برایشان کژ و راست کشف شد راست را از کژ می

 

دانند و می بینند باز در مجاهدهء عظیم اند زیرا این خلق را همه افعال کژ است و

 

ایشان می بینند و تحمل می کنند ....   

 

..............................................................................................

 

 

گفت پیلی را آوردند بر سر چشمه که آب خورد خود را در اب مبدید و می رمید

 

او می پنداشت که از دیگری میرمد  نمیدانست که از خود میرمد  همه اخلاق

 

بد از ظلم و کین و حسد و حرص و بی رحمی و کبر چون در توست نمیرنجی

 

چون آن  را  در  دیگری  میبینی  میرمی و میرنجی آدمی  را  از گر و دنبل خود

 

فرخجی نیاید،دست مجروح در اش میکند و با انگشت خود میلیسد و هیچ از

 

آن دلش بر هم نمیرود چون بر دیگری اندکی دنبلی یا نیم ریشی بیند آن اش

 

او  را  نفارد و نگوارد همچنین اخلاق  چون  گر ها ست و دنبل ها ست  چون

 

دروست  از  آن نمی رنجد  و بر دیگری چون اندکی  از  آن  بیند برنجد و نفرت

 

گیرد!،همچنانکه تو از او میرمی او را نیز معذورمی دار  اگر از تو برمد و  برنجد

 

رنجش  تو  عذر  اوست  زیرا رنج  تو  از دیدن آنست و او نیز همان می بیند که

 

المومن  و مراه المومن نگفت الکافر مراه الکافر زیرا  که کافر  را نه  آنست که

 

مراه نیست الا از مراه خود خبر ندارد.

 

 

 

 

(فیه ما فیه،با تصحیحات و حواشی بدیع الزمان فروزانفر،انتشارات امیرکبیر)

 

 

مدتی نیستم و نمیتونم آپ کنم از همینجا از دوستان عذر خواهی میکنم .

 

اگر دوستان نظر یا سوالی دادن که باید پاسخی داده بشه و خیلی دیر پاسخ

 

داده شد  پیشاپیش  ازشون  عذر  خواهی میکنم   جدا مشغله زیادی دارم و

 

نمیرسم مرتب وبلاگ رو بررسی کنم و همه ی سوالات رو جواب بدم.

 

 

 

                                                                                  یا علی

 

 

 

 

                                                                                         یا علی
نوشته شده توسط خاک پای مولانا در 2007/9/25 |